«جنگ جهانی غذا» | من، راکفلر، بانکدارِ آخرالزمانی‌ام

پرونده ویژه «جنگ جهانی غذا» –

درباره خانواده راکفلر می‌توان گفت که گرچه یهودی بودن آنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و محل اختلاف است، اما همبستگی عمیق آنان با یهودیان برجسته و کنش‌های هماهنگ‌شان با شبکه یهود از گزاره‌های قطعی است. با این وصف متد کنشهای این خانواده، یهودی بودن یا نبودن اینان را در درجات بعدی اهمیت قرار می‌دهد. ذیلاً شواهدی آورده شده که انگاره یهودی بودن و جهان‌روا بودن مکتب این خانواده را تقویت می‌کند.

آیا خاندان راکفلر یهودی هستند؟

درباره دین خاندان راکفلر اطلاع دقیق و موثقی در دست نیست؛ این خاندان خود، دین‌شان را «مسیحی پروتستان» معرفی می‌کنند و ریشه‌ ۵۰۰ ساله‌شان را – مانند دو خانواده مورگان و روچیلد – از سرزمین ژرمنها می‌دانند؛ گرچه برخی گزارشها – که البته خیلی قابل اتکا نیست – مدعی هستند ریشه آنان از «یهودیان سافاردی»۱ و خاستگاه آنان مناطقی از اسپانیا و پرتغال است.

درباره مکتبی بودن و تعصبات تند مذهبی این خاندان، شواهد زیادی در دست است؛‌ برای نمونه بررسی شجره‌نامه راکفلرها از قرن ۱۶ میلادی نشان می‌دهد این خاندان طی چهار سده اخیر اسامی‌ای روی فرزندان خود می‌نهادند، که یک خانواده متعصب مذهبی یهودی یا مسیحی ممکن است این اسامی را بکار برد؛ اسامی‌ای مانند گوتارد ،‌ الیزابت ، پیتر ، جان ، ماری و ماریا ، دیوید ، سالی ، جاکوب ، ساموئل ،‌ میکائیل ، ابیگل در ریشه اجداد برادران راکفلر تا قرن ۱۶ میلادی به‌وفور وجود دارد.

البته طبعاً شواهدی اینچنین – به همراه ادعاهای پرشمار و بدون سندی که در این زمینه وجود دارد – برای اثبات یهودی بودن این خاندان کفایت نمی‌کند؛ ضمن اینکه پیوند وثیق این خانواده با محافل خاص اوانجلیستی ، کابالیستی ، فرقه‌های ایلومیناتی و سایر نحله‌ها و فرقه‌های آخرالزمانی و جهان‌روا اهمیت کیش مذهبی این خاندان را درجات بعدی اهمیت قرار می‌دهد. عبدالله شهبازی، مورخ و جریان‌شناس معاصر نیز درباره آیین این خاندان معتقد است:

«مستندی درباره یهودی بودن راکفلرها وجود ندارد. خیلی مهم هم نیست. شبکه بانکداری آمریکا کلاً در اختیار خاندان‌هایی مانند مورگان بوده که اصالتاً آلمانی هستند و به احتمال قوی یهودی‌تبار. به هر حال مستند قابل اتکاء وجود ندارد.»

«دیوید راکفلر» خود در سال ۲۰۰۲ در کتاب خاطراتش تصریح می‌کند:

«توصیف من و خانواده‌ام این است که ما به‌عنوان «انترناسیونالیست» ، همداستان عده‌ای دیگر در جهان، برای ساخت یک جهان با ساختار یکپارچه‌تر سیاسی و اقتصادی هستیم. در صورتی که اتهام ما این است من ایستاده‌ام و به آن افتخار می‌کنم.»

در گزارشی دیگر «گلوبال ریسرچ» در این زمینه نوشت:

دیوید راکفلر در خلال صحبتهایش در نشست «بیلدربرگ» سال ۱۹۹۱ میلادی درخصوص اهمیت حضور رسانه‌ها در چهار دهه گذشته‌ی این کنفرانس گفت:

«واشنگتن پست، نیویورک تایمز، مجله تایم و دیگر نشریات بزرگ که مدیران آنها در تمام ۴۰ سال گذشته در جلسات ما حضور داشتند و به‌خاطر وعده‌های از روی بصیرتشان مورد احترام هستند. این برای ما غیرممکن می‌نمود که نقشه خود را برای جهان بدون روشنگری این مجلات پیش ببریم. اما اکنون جهان برای یک دولت جهانی آماده‌تر است؛ حاکمیتی فراملی متشکل از نخبگان و بانکداران جهان قطعاً از حکومتهای ملی تجربه شده در قرنهای گذشته بهتر است.»

به هر رو گام برداشتن راکفلرها در مسیر جهانی‌سازی همراه و همنوا با سایر معتقدان به حکومت‌داری جهان‌روا، روشن و مبرهن است. در ادامه به مواردی از تمهیدات و کنشهای این خانواده در راستای تشکیل حکومت واحد جهانی اشاره خواهد شد.

الف. همکاری راکفلرها در تشکیل اسرائیل

خانواده راکفلر در تشکیل اسرائیل همکاری راهبردی داشته‌اند. دلیل این مسئله دقیقاً روشن نیست، اما بطور قطع تنها همسویی مذهبی یا یکسانی اهداف راهبردی می‌تواند چنین ارتباط نزدیکی را شکل دهد. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در مطلبی در این خصوص می‌نویسد:

«ویلیام بلاکستون(۱۸۴۱ـ۱۹۳۵م.) ثروتمند، جهانگرد و بشارت دهنده «اِوانجیلی» و یکی از مهمترین شخصیتهای مسیحی – صهیونیستی آمریکایی است که این جنبش را [در آمریکا] تأسیس کردند.

ویلیام بلاکستون در خانواده‌ای مسیحی و پیرو کلیسای مکتبی به دنیا آمد… از همان کودکی شیفته خواندن عهد قدیم و پیگیری پیشگوییهایی بود که در این کتاب درباره ظهور مسیح ذکر شده بود. او که با ساخت و ساز و سرمایه‌گذاری در این زمینه، ثروت هنگفتی به دست آورده بود، اعتقاد داشت، این ثروت بی‌جهت به او داده نشده، به همین دلیل مسئولیت فراهم ساختن زمینه‌های ظهور مسیح را برعهده گرفت. با توجه به موارد یاد شده، رهبری جنبشی را که هدف آن بازگرداندن یهود به فلسطین قبل از ظهور مسیح بود، عهده‌دار شد.

بلاکستون فعالیتهای خود را با نوشتن کتاب «یسوع می‌آید» که در سال ۱۸۷۸ م. منتشر شد، آغاز کرد. کتاب یاد شده تأثیر بسیار زیادی بر پروتستانیسم اوانجیلی آمریکا گذاشت. این کتاب تبدیل به یکی از مهمترین کتابهایی شد که «آرمان‌گرایی صهیونیستی» را درچارچوب اعتقاد به «عصر هزاره خوشبختی» منعکس می‌کرد.

این کتاب، بیش از هر کتاب دیگری که طی ۱۰ سال پیش [از آن] در زمینه ظهور مسیح به چاپ رسیده بود، توانست توجه رهبران و روحانیون مسیحی را به بازگشت مسیح جلب کند. از جمله این افراد می‌توان به «ملویل فولر» قاضی بزرگ و استاندار ایالتها و نماینده کنگره آمریکا اشاره کرد. در میان این افراد روحانیون پروتستان، کاتولیک، سرمایه‌داران و سیاستمدارانی از قبیل «دی پونت»، «مورگان»، «جان راکفلر»، «ویلیام راکفلر»، «راسل زیگ» و «چارلز اسکوبنر» نیز به چشم می‌خوردند…

در سال ۱۸۹۱، بلاکستون «درخواستی» برای «بنیامین هاریسون»، رئیس‌جمهور آمریکا نوشت و در آن از او خواست، جهت بازگرداندن یهودیان به فلسطین وارد عمل شود. او این درخواست را به امضای ۴۱۳ تن از شخصیتهای برجسته مسیحی آمریکا رساند. در میان این افراد، امضای بزرگ خاندان راکفلر در آن زمان، یعنی «جان راکفلر» و بزرگ قضات دادگاه عالی و رئیس مجلس نمایندگان و بسیاری از نمایندگان مجلس سنا و مسئولان تحریریه تعدادی از روزنامه‌های بزرگ و مشهور آمریکا نیز دیده می‌شد.»

ب. صهیونیستهای کلاسیک و برجسته در رأس بنیاد راکفلر

حرکت شانه‌به‌شانه یهودیان شناخته شده با این بنیاد نیز قابل توجه است؛ همواره صهیونیستهای شاخص و شناخته‌شده بین‌المللی مسئولیتهای رده‌های بالای این بنیاد – از جمله مدیریت‌عامل، عضویت و ریاست هیئت مدیره و مسئولیت در هیئت امنا – را برعهده داشته و دارند. در ادامه به سه نفر از این افراد اشاره می‌شود:

هنری کیسینجر

یکی از این یهودیان شناخته شده، «هنری آلفرد کیسینجر» است. این فرد، قطعاً یهودی است و نماد صهیونیستهای آمریکایی به شمار می‌رود. وزن فردی او – جدای از نهادها و تشکیلات یهود – چنان بالاست که در کنار نهادهای شناخته شده بین‌المللی، عضوِ حقیقیِ کنفرانس «بیلدربرگ» است. ویکی‌پدیا کیسینجر را یهودی آلمانی‌تبار معرفی‌ می‌کند و می‌نویسد:

«کیسینجر، در سال ۱۹۲۳ در دوران جمهوری وایمار، در بایرن آلمان در خانواده یهودی آلمانی‌تبار متولد شد.»

هنری آلفرد کیسینجر

سپس درخصوص ارتباط کیسینجر و راکفلر ادامه می‌دهد:

«ارتباط او با برادران راکفلر تا آنجا تنگاتنگ شد که کیسینجر به هیئت امنای بنیاد برادران راکفلر دعوت شد.»

اما کیسینجر تنها صهیونیست کلاسیک در جمع راکفلرها نبوده و نیست.

جودیت رودین

مدیرعامل بنیاد راکفلر طی دوازده ساله ۲۰۰۵ الی ۲۰۱۷ خانم «جودیت رودین» بوده است. جودیت (= جهودیت: نام یهودی) ۷۳ ساله در سال ۲۰۰۵ به بنیاد راکفلر پیوست. وی که در فیلادلفیا در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمده، مدارج ترقی را یکی پس از دیگری تا مدیرعاملی بنیاد راکفلر طی کرد.

جودیت رودین

ژاکوب هرار

در نمونه‌ای دیگر می‌توان از «ژاکوب (یعقوب) جورج هرار» به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره سابق راکفلر نام برد. سایت راکفلر درباره او ‌نوشت:

«ژاکوب هرار بسرعت سلسله مراتب موفقیت را در این بنیاد طی کرد. هرار در سال ۱۹۵۱ به سمت معاون بخش کشاورزی، در سال ۱۹۵۵ به سمت مسئول این بخش، در سال ۱۹۵۹ به عنوان معاون مدیرعامل و در سال ۱۹۶۱ به سمت «امین» و مدیرعامل بنیاد راکفلر برگزیده شد و تا سال ۱۹۷۲ در این سمت باقی ماند. او پس از بازنشستگی در خلال سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ ریاست شورای حکومتی راکفلر را بر عهده داشت.»

ژاکوب (یعقوب) هرار

به این ترتیب گرچه دین خانواده راکفلر در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ اما روشن است که این خانواده و تشکیلاتشان، با فرقه‌های آخرالزمانی و همچنین یهودیان و صهیونیستهای برجسته، ارتباطی وثیق دارند. / تسنیم

 

مجله اینترنتی اظهار

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 2 =