زبان های بیگانه برای فرهنگ و تمدن ما تهدید است یا فرصت ؟

امیرحسین مستاجران

قبل از هر چیز ، جای آن دارد یادی کنیم از زمانه ای که دیگر تمدنها مجبور به آموختن زبان اقوام اسلامی بودند تا از دریای علوم و فلسفه و معارف تمدن اسلامی بهره مند شوند . “دوران رنسانس” پایان حکومت کلیساها و تفکر پوسیده غربی بر جهان و عصر شکوفایی دوران اسلام و جهانی شدن این تمدن و گسترش سیطره آن بر دیگر اقوام بوده است .

آموزش زبان انگلیسی ، بایدها ، نبایدها

در دنیایی زندگی می کنیم که تمدنهای بزرگ دنیا با سرعت تمام به رقابت پرداخته و هر کدام سعی بر این دارند که گوی سبقت را از دیگری بربایند . در این دنیا اطلاع از آموزه ها و علوم دیگر تمدنها برای ارتقای سطح دانش و آگاهی دانشمندان و جامعه امری ضروری جلوه می کند . از این روست که آشنایی با زبان دیگر اقوام و ملت ها برای نیل بدین امر اجتناب ناپذیر خواهد بود .

اما سؤال اینجاست که :

آشنایی با زبان های بیگانه برای فرهنگ و تمدن ما تهدید است یا فرصت ؟

آیا دانستن و آشنایی با علوم دیگر ملل تنها از راه یادگیری زبان آن قوم محقق می شود و یا از طرق دیگر نیز میسور خواهد بود ؟

آیا همه مردم باید زبان را یاد بگیرند تا ارتقاء دانش محقق شود و یا اینکه تنها افرادی که نیاز به ارتباط گیری با ملل دیگر برای تحقق ارتباطات علمی و دیپلماسی و … دارند بایستی با زبان آن اقوام آشنا شوند ؟

آیا همه مردم برای “ارتقاء سطح دانش خود” زبان آموز می شوند ؟

آیا همه مردم دانشمند هستند ….. ؟!!!!

آیا همه مردم در هر سن و جنسیت و قومیت و تحصیلاتی ، باید زبان انگیسی را تا سطوح عالی بیاموزند ؟

آیا فقط زبان انگلیسی را بیاموزیم ؟ تکلیف دیگر زبانهای دنیا چیست ؟

زبان انگلیسی (آنگلوساکسون) = “زبان علم” ؟!!

قبل از هر چیز ، جای آن دارد یادی کنیم از زمانه ای که دیگر تمدنها مجبور به آموختن زبان اقوام اسلامی بودند تا از دریای علوم و فلسفه و معارف تمدن اسلامی بهره مند شوند . “دوران رنسانس” پایان حکومت کلیساها و تفکر پوسیده غربی بر جهان و عصر شکوفایی دوران اسلام و جهانی شدن این تمدن و گسترش سیطره آن بر دیگر اقوام بوده است .

این مطلب را هم بخوانید :  مکمل گلوتامین چیست ؟ روش و زمان مصرف گلوتامین

تأثیر اسلام و اندیشه ها و تجربه های مسلمانان، در پیدایش «رنسانس»، واقعیتی است انکارناپذیر؛ چنان که نقش و سهم فرهنگ شرقی (ایرانی، مصری و هندی) در فرهنگ یونانی باستان را نمی توان نادیده انگاشت.

جهان مسیحیِ عصر رنسانس، چگونه می تواند بستری را که مسلمانان در گستره های فلسفه و هنر ، و همچنین طبیعت و دانشهای تجربی فراهم آورده اند، منکر شود؟ آیا این همه، موجب پرورش انگیزه ها، زندگی گرایی، آزاداندیشی، پیشرفت جویی در حلقه اندیشه ورزان، و سپس در میان شهروندان غربی نشد؟(۱)

“ولتر” ، در اثری که درباره اسلام پدید آورده و نقش و تأثیر آن را در تاریخ و جامعه بشری نمایانده است، صادقانه اعتراف می کند که در دوران توحش و نادانی، پس از سقوط امپراطوری روم، مسیحیان همه چیز را مانند هیئت و شیمی و طب و ریاضیات و غیره، از مسلمانان آموختند. (۲)

در حقیقت تمدن کنونی غرب مرهون آموزه های دانشمندان اسلامی است ؛

گرچه تمدن اسلامی در برخورد با حمله مغولها ضعیف شد و با سیاستهای خصمانه “یهودی – مسیحی” و نقشه های شوم آنها از تمدن علمی غرب جاماند ، اما حقیقت آن است که تمدن غرب در ارتباط با ملل اسلامی فرهنگ و علم و تکنولوژی تمدن اسلام را آموختند و آن را راه گریزی از بن بست هزاران ساله غرب و کلیسا و قرون وسطی انگاشته و همچون انسانهایی تشنه کام به جرعه نوشی از علوم و تمدن اسلامی پرداختند .

این مطلب را هم بخوانید :  تولید جگوار لندرور پس از برگزیت، برای هشت روز متوقف خواهد شد

اما اکنون جای دو سؤال باقی است :

” ۱- چگونه می توان علم را از غرب دانسته و زبان انگلیسی را “زبان علم“ بدانیم در حالیکه تمدن اسلامی روزی “معلّم“ آنها بوده است ؟

۲- چرا ما با این سابقه ی گرانسنگ به جای تکیه بر تمدن و معارف اسلامی که نجات بخش ملل ستم دیده غربی بوده ، دست به سمت ایشان دراز کرده و با خودبیگانگی محض گرفتار افکار خصمانه ایشان شده ایم؟؟!! “

انگلوساکسون ها و رؤیای جهانی شدن و تأثیرات زبان انگلیسی بر آن

انگلوساکسون ها، ملت هایی هستند که زبان انگلیسی، زبان رسمی آنهاست و در هر نقطه از دنیا که پراکنده باشند، به این زبان سخن می گویند؛ مثل انگلستان و امریکا و استرالیا و کانادا . بنابراین شامل کشورهایی مثل هند و سنگاپور و مالزی، که زبان انگلیسی، زبان دوم آن هاست، نمی شود .

فرهنگ آنگلوساکسون، ریشه در انگلستان دارد و از این جزیره، زبان انگلیسی به کشورهای آنگلوساکسونی رواج یافته است . یعنی با گسترش زبان انگلیسی در جغرافیاهای متعدد، فرهنگ آنگلوساکسون نیز گسترش پیدا کرده است . امروزه با گسترش زبان انگلیسی، سعی می شود که این حوزه فرهنگی، در جهان توسعه یابد .

انگلستان بر اساس فرهنگ خود و به وسیله جهانی سازی زبان انگلیسی – که زبان علم تجربی است – سعی در جهانی سازی به عنوان آخرین قدم برای تسخیر جهان دارد و این را به وسیله اندیشه و تجربه خود و زور و قدرت فرزندان جوان خود، انجام می دهد . (۳)

آموزه ها و آموزشگاههای زبان

با این رویکرد لازم است نگاهی نقادانه به ترویج زبان انگلیسی که نقطه شروع ترویج فرهنگ غرب(بالاخص انگلستان) است داشته باشیم و نگاهی هر چند گذرا بر روش ها و محتوای آموزشی زبان انگلیسی داشته باشیم .

این مطلب را هم بخوانید :  درختان و نقش آن‌ها در تغییرات اقلیمی / پژوهشی تازه

۱- مبادی آموزش زبان انگلیسی غربی و غیر اسلامی بوده و رویکرد آن غربی است ؛

۲- کتابها و محتوای درسی آموزشگاههای زبان انگلیسی بیشتر از آن که علمی!!! به نظر برسد ، زبان آموزِ بیچاره را فریفته و آماده ی زندگی در فرنگستان نموده و او را از زندگی در شهر و دیار خویش و رسیدن به جایگاههای علمی!!!! نا امید می کند ؛

۳- محتوای این کتب و متأسفانه بعضاً اساتید زبان انگلیسی ، مروّج سبک زندگی آمریکایی ( American life style ) هستند و زبان آموز را با آموزه های خود به سمت و سوی این لایف استایل که نسخه جهانی انگلیس برای رسیدن به تمدن جهانی است ، رهنمون می سازند.

دیگر چه نیاز به آموزش زبان …؟؟؟!!!

برخی می گویند : با گسترش تکنولوژی های نوین و تولید دیگشنری های مختلف و آنلاین (مثل:https://translate.google.com ) و یا مترجمهای گویا که بر روی تلفنهای همراه نصب شده و همزمان به ترجمه کلمات و جملات اقوام مختلف می پردازند ، چه نیاز است که سالهای متمادی برای آموزش زبان وقت هدر دهیم ؟! اصلاً ما که اکثر عمر خود را ایران به سر می بریم و در حد معمولی هم زبان بلد باشیم برای ما کافی است ؛ دیگر چه نیاز به آموزش زبان…؟؟؟!!!

نویسنده : حجت الاسلام امیرحسین مستاجران

 

سرویس فرهنگ و اندیشه – مجله اینترنتی اظهار
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 5 =